ازاتفاقات هفته قبل برات بگم که توهفته قبل سپهر جون که جیگر خالشه اومد خونمون واسه دیدن عزیزمامان وکلی با شمابازی کرد وهم شما کیف کردی هم عزیز خاله اگه وقتی کنار هم وامیستید ازتون عکس بگیرم وقتی بزرگ بشی کلی میخندی که هم بازیت چقده باهات اختلاف قد داره آخه شما تا زانوهای سپهرجونم نیستی جیگرمامان سپهرتاتونست باهات بازی کرد وراستش رو بخوای اذیتتم کرد البته بخاطره اینکه خیلی دوست داره نمیدونه دیگه باید چیکار کنه آخرشم که میخواست بره با کلی حسرت گفت خوش بحالت خاله گفتم چرا سپهرجون گفت واسه اینکه آرین همیشه پیشته.اتفاق بعدی اینکه بابا علیرضای آرین جون هفته قبل بخاطر یه کاری که داشت مجبور شد که شب نیاد خونه منم به خاله تینا ودوتا از دوستام که هردو...